پیچک (فروغ فرخزاد)

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ(فروغ فرخزاد)
- (عاشقانه )ای شب از رویای تو رنگین شده(فروغ)
- (هدیه )، (غزل )( فروغ)
- ( فتح باغ) آن کلاغی که پرید از فراز سرما(فروغ)
- ( مرداب ) شب سیاهی کرد و بیماری گرفت(فروغ)
- ( معشوق من )معشوق من (فروغ)
- (میان تاریکی ) میان تاریکی ترا صدا کردم(فروغ)
- ( وصل ) آن تیره مردمکها آه(فروغ)
- (وهم سبز) تمام روز در آینه گریه می کردم(فروغ)
- ( پرشش ) سلام ماهی ها ... سلام ماهی ها(فروغ)
- (دیوارهای مرز) اکنون دوباره در شب خاموش(فروغ)
- ( شعر سفر ) همه شب با دلم کسی می گفت(فروغ )
- (دیدار در شب ) و چهره شگفت از آن سوی دریچه (فروغ)
- ( دریافت ) در حباب کوچک روشنایی خود را می فرسود(فروغ)
- ( در خیابانهای سرد شب ) من پشیمان نیستم(فروغ)
- ( تولدی دیگر ) همه هستی من آیه تاریکیست(فروغ)
- به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد(فروغ)
- ( بر او ببخشایید) بر او ببخشایید بر او که گاه گاه(فروغ)
- ( گل سرخ ) گل سرخ او مرا برد به باغ گل سرخ(فروغ)
- ( باد ما را به خود خواهد برد ) در شب کوچک من ، افسوس(فروغ)
- ( شعر سفر ) همه شب با دلم کسي مي گويد(فروغ)
- ( شعر سفر ) هرگز آرزو نکرده ام(فروغ)
- (آفتاب میشود ) نگاه کن که غم درون ديده ام(فروغ)
- ( گذران ) تا به کي بايد رفت (فروغ)
- (ای مرز پر گهر) فاتح شدم خود را به ثبت رساندم(فروغ)
- (علی کوچیکه) علی بونه گیر(فروغ)
- ( جمعه ) جمعه ی ساکت جمعه ی متروک(فروغ)
- (پرنده فقط یک پرنده بود) پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی(فروغ)
- ( جفت ) شب می آید و پس از شب ‚ تاریکی(فروغ)
- (تنهایی ماه) در تمام طول تاریکی سیرسیرکها فریاد زدند(فروغ)
- (آن روزها ) آن روزها رفتند آن روزهای خوب(فروغ)
- ( در غروبی ابدی ) روز يا شب ؟ نه ، اي دوست ، غروبي ابديست(فروغ)
- (در آبهای سبز تابستان ) تنهاتر از يک برگ(فروغ)
- ( عروسک کوکی) بيش از اينها ، آه ، آري بيش از اينها ميتوان (فروغ)
- ( آیه های زمینی ) آنگاه خورشيد سرد شد و برکت از زمين ها رفت( فروغ)
- (من از تو میمردم ) من از تو ميمردم اما تو زندگاني من بودي(فروغ)
- (یاد یک روز ) خفته بودیم و شعاع آفتاب(فروغ)
- ( پاسخ ) بر روی ما نگاه خدا خنده میزند( فروغ)
- ( نغمه درد ) در منی و این همه ز من جدا(فروغ )
- ( قربانی ) امشب بر آستان جلال تو(فروغ)
- ( شکوه اندوه) شادم که در شرار تو میسوزم(فروغ)
- ( سپیده عشق ) آسمان همچو صفحه دل من(فروغ)
- ( رویا ) با امیدی گرم و شادی بخش(فروغ)
- ( دیوار ) در گذشت پر شتاب لحظه های سرد(فروغ)
- ( شکست نیاز) آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست(فروغ)
- ( قهر ) نگه دگر بسوي من چه مي كني؟(فروغ)
- ( موج ) تو در چشم من همچو موجي(فروغ)
- ( گمگشته ) بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ(فروغ)
- ( گناه ) گنه كردم گناهي پر ز لذت(فروغ)
- ( تشنه ) من گلی بودم در رگ هر برگ لرزانم (فروغ)
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد