تبلیغات اینترنتیclose
( شعله رمیده ) مي بندم اين دو چشم پرآتش را(فروغ)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( شعله رمیده ) مي بندم اين دو چشم پرآتش را(فروغ) ( کتاب اسیر ،فروغ قسمت اول, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 13:40 تعداد بازديد : 496 |

شعله رمیده

 

مي بندم اين دو چشم پرآتش را

تا ننگرد درون دو چشمانش

تا داغ و پر تپش نشود قلبم

از شعله نگاه پريشانش

  مي بندم اين دو چشم پرآتش را

تا بگذرم ز وادي رسوائي

تا قلب خامشم نكشد فرياد

رو مي كنم به خلوت و تنهائي

  اي رهروان خسته چه مي جوئيد

در اين غروب سرد ز احوالش

او شعله رميده خورشيد است

بيهوده مي دويد به دنبالش

  او غنچه شكفته مهتابست

بايد كه موج نور بيفشاند

بر سبزه زار شب زده چشمي

كاو را بخوابگاه گنه خواند

بايد كه عطر بوسه خاموشش

با ناله هاي شوق بياميزد

در گيسوان آن زن افسونگر

ديوانه وار عشق و هوس ريزد

  بايد شراب بوسه بياشامد

از ساغر لبان فريبائي

مستانه سرگذارد و آرامد

بر تكيه گاه سينه زيبائي

 اي آرزوي تشنه به گرد او

بيهوده تار عمر چه مي بندي؟

روزي رسد كه خسته و وامانده

بر اين تلاش بيهوده مي خندي

 آتش زنم به خرمن اميدت

با شعله هاي حسرت و ناكامي

اي قلب فتنه جوي گنه كرده

شايد دمي ز فتنه بيارامي

 مي بندمت به بند گران غم

تا سوي او دگر نكني پرواز

اي مرغ دل كه خسته و بيتابي

دمساز باش با غم او، دمساز

 

فروغ فرخزاد



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت