تبلیغات اینترنتیclose
( گمگشته ) بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ(فروغ)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( گمگشته ) بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ(فروغ) ( کتاب دیوار قسمت دوم, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:22 تعداد بازديد : 305 |

گمگشته

 

بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ

باورم نايد كه عاشق گشته ام

گوئيا «او» مرده در من كاينچنين

خسته و خاموش و باطل گشته ام

 هر دم از آئينه مي پرسم ملول

چيستم ديگر، بچشمت چيستم؟

ليك در آئينه مي بينم كه، واي

سايه اي هم زانچه بودم نيستم

 همچو آن رقاصه هندو به ناز

پاي مي كوبم ولي بر گور خويش

وه كه با صد حسرت اين ويرانه را

روشني بخشيده ام از نور خويش

 ره نمي جويم بسوي شهر روز

بي گمان در قعر گوري خفته ام

گوهري دارم ولي او را ز بيم

در دل مرداب ها بنهفته ام

 مي روم ... اما نمي پرسم ز خويش

ره كجا ... ؟ منزل كجا ... ؟ مقصود چيست؟

بوسه مي بخشم ولي خود غافلم

كاين دل ديوانه را معبود كيست

 «او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود

در نگاهم حالتي ديگر گرفت

گوئيا شب با دو دست سرد خويش

روح بي تاب مرا در بر گرفت

 آه ... آري... اين منم ... اما چه سود

«او» كه در من بود، ديگر، نيست، نيست

مي خروشم زير لب ديوانه وار

«او» كه در من بود، آخر كيست، كيست؟

 

فروغ فرخزاد



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت