تبلیغات اینترنتیclose
( یادی از گذشته ) شهريست در كناره آن شط پر خروش(فروغ)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( یادی از گذشته ) شهريست در كناره آن شط پر خروش(فروغ) ( کتاب اسیر ،فروغ قسمت دوم, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 13:21 تعداد بازديد : 421 |

یادی از گذشته

 

شهريست در كناره آن شط پر خروش

با نخل هاي در هم و شب هاي پر ز نور

شهريست در كناره آن شط و قلب من

آنجا اسير پنجه يك مرد پرغرور

 شهريست در كناره آن شط كه سال هاست

آغوش خود به روي من و او گشوده است

بر ماسه هاي ساحل و در سايه هاي نخل

او بوسه ها ز چشم و لب من ربوده است

 آن ماه ديده است كه من نرم كرده ام

با جادوي محبت خود قلب سنگ او

آن ماه ديده است كه لرزيده اشك شوق

در آن دو چشم وحشي و بيگانه رنگ او

 ما رفته ايم در دل شب هاي ماهتاب

با قايقي به سينه امواج بي كران

بشكفته در سكوت پريشان نيمه شب

بر بزم ما نگاه سپيد ستارگان

  بر دامنم غنوده چو طفلي و من ز مهر

بوسيده ام دو ديده در خواب رفته را

در كام موج دامنم افتاده است و او

بيرون كشيده دامن در آب رفته را

  اكنون منم كه در دل اين خلوت و سكوت

اي شهر پر خروش، ترا ياد مي كنم

دل بسته ام به او و تو او را عزيزدار

من باخيال او دل خود شاد مي كنم

 

فروغ فرخزاد

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت