تبلیغات اینترنتیclose
( اندوه ) كارون چون گيسوان پريشان دختري(فروغ)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( اندوه ) كارون چون گيسوان پريشان دختري(فروغ) ( کتاب اسیر ،فروغ قسمت دوم, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 13:27 تعداد بازديد : 441 |

اندوه

 

كارون چون گيسوان پريشان دختري

بر شانه هاي لخت زمين تاب مي خورد

خورشيد رفته است و نفس هاي داغ شب

بر سينه هاي پر تپش آب مي خورد

 دور از نگاه خيره من ساحل جنوب

افتاده مست عشق در آغوش نور ماه

شب با هزار چشم درخشان و پر ز خون

سر مي كشد به بستر عشاق بي گناه

 نيزار خفته خامش و يك مرغ ناشناس

هر دم ز عمق تيره آن ضجه مي كشد

مهتاب مي دود كه ببيند در اين ميان

مرغك ميان پنجه وحشت چه مي كشد

  بر آب هاي ساحل شط، سايه هاي نخل

مي لرزد از نسيم هوسباز نيمه شب

آواي گنگ همهمه قورباغه ها

پيچيده در سكوت پر از راز نيمه شب

  در جذبه اي كه حاصل زيبائي شب است

رؤياي دور دست تو نزديك مي شود

بوي تو موج مي زند آنجا، بروي آب

چشم تو مي درخشد و تاريك مي شود

 بيچاره دل كه با همه اميد و اشتياق

بشكست و شد بدست تو زندان عشق من

در شط خويش رفتي و رفتي از اين ديار

اي شاخه شكسته ز توفان عشق من

 

فروغ فرخزاد



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت