تبلیغات اینترنتیclose
( دختر بهار ) دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت (فروغ )
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( دختر بهار ) دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت (فروغ ) ( کتاب اسیر ،فروغ قسمت دوم, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 13:27 تعداد بازديد : 337 |

دختر بهار

 

دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت

اي دختر بهار حسد مي برم به تو

عطر و گل و ترانه و سرمستي ترا

با هر چه طالبي بخدا مي خرم ز تو

  بر شاخ نوجوان درختي شكوفه اي

با ناز مي گشود دو چشمان بسته را

مي شست كاكلي به لب آب نقره فام

آن بال هاي نازك زيباي خسته را

  خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش

بر چهر روز روشني دلكشي دويد

موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او

رازي سرود و موج بنرمي از او رميد

  خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار

ديگر شكوفه كرده درختي كه كاشتم

دختر شنيد و گفت چه حاصل از اين بهار

اي بس بهارها كه بهاري نداشتم

  خورشيد تشنه كام در آنسوي آسمان

گوئي ميان مجمري از خون نشسته بود

مي رفت روز و خيره در انديشه ئي غريب

دختر كنار پنجره محزون نشسته بود

 

فروغ فرخزاد



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت