تبلیغات اینترنتیclose
( دعوت ) ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و مي دانم(فروغ)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( دعوت ) ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و مي دانم(فروغ) ( کتاب اسیر ،فروغ قسمت دوم, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 13:29 تعداد بازديد : 405 |

دعوت

 

 ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و مي دانم

چرا بيهوده مي گوئي، دل چون آهني دارم

نمي داني، نمي داني، كه من جز چشم افسونگر

در اين جام لبانم، باده مرد افكني دارم

 چرا بيهوده مي كوشي كه بگريزي ز آغوشم

از اين سوزنده تر هرگز نخواهي يافت آغوشي

نمي ترسي، نمي ترسي، كه بنويسند نامت را

به سنگ تيره گوري، شب غمناك خاموشي

 بيا دنيا نمي ارزد باين پرهيز و اين دوري

فداي لحظه اي شادي كن اين رؤياي هستي را

لبت را بر لبم بگذار كز اين ساغر پر مي

چنان مستت كنم تا خود بداني قدر مستي را

 ترا افسون چشمانم ز ره برده است و مي دانم

كه سرتاپا بسوز خواهشي بيمار مي سوزي

دروغ است اين اگر، پس آن دو چشم رازگويت را

چرا هر لحظه بر چشم من ديوانه مي دوزي

 

فروغ فرخزاد



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت