تبلیغات اینترنتیclose
ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ(فروغ فرخزاد)
پیچک (فروغ فرخزاد)
شعر و ادب پارسی
تقدیم به فروغ ،وچه زیبا سیبی که باغچه خانه ما داشت ،ولی ( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:07 تعداد بازديد : |

فروغ

 



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ(فروغ فرخزاد) ( اشعار فروغ فرخزاد-1, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 04:12 تعداد بازديد : 527 |

 

 

 

ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ
تا نیمه شب بیاد تو چشمم نخفته است

ای مایه امید من ای تکیه گاه دور
هرگز مرنج از آنچه به شعرم نهفته است

شاید نبوده قدرت آنم که در سکوت
احساس قلب کوچک خود را نهان کنم

بگذار تا ترانه من رازگو شود
بگذار آنچه را که نهفتم عیان کنم

تا بر گذشته مینگرم عشق خویش را
چون آفتاب گمشده می آورم به یاد

می نالم از دلی که به خون غرقه گشته است
این شعر غیر رنجش یارم به من چه داد

این درد را چگونه توانم نهان کنم
آندم که قلبم از تو بسختی رمیده است

این شعر ها که روح ترا رنج داده است
فریادهای یک دل محنت کشیده است

گفتم قفس ولی چه بگویم که پیش از این
آگاهی از دو رویی مردم مرا نبود

دردا که این جهان فریبای نقشباز
با جلوه و جلای خود آخر مرا ربود

اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر
بار دگر به کنج قفس رو نموده ام

بگشای در که در همه دوران عمر خویش
جز پشت میله های قفس خوش نبوده ام

پای مرا دوباره به زنجیرها ببند
تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند

تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ
بندی دگر دوباره بپایم نیفکند

 

فروغ فرخزاد

دکلمه باصدای رضا پیر بادیان

تصویر بزرگتر در سایت آپارات کانال پیچک اینجا ببینید



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت